هزينه های تامين امنيت شخصی از ساده ترين موارد تا پيشرفته ترين ابزارها

حفاظ بالای دیوار ،ساخت انواع حفاظ روی دیوار

هزينه هاي تامين امنيت شخصي از ساده ترين موارد تا پيشرفته ترين ابزارها، امروز جاي خود را در سبد هزينه هاي خانوار باز كرده است
شايد تا همين 30، 40 سال پيش هزينه امنيت سرفصلي بسيار ناشناخته در سبد هزينه و زندگي خانوارها بود. امنيت خانه محدود مي شد به ساختن ديوارهاي بلند. درهاي خانه، کلوني و ساده بود.
با قفلي ابتدايي که کار دست و هنر قفل سازان بود. جنس درها هم چوبي بود، بي هيچ پوشش تمام کننده ديگري. کمتر از حفاظ خبري بود، يا اگر بود مربوط به آپارتمان هايي بود که در ميان خانه هاي يک طبقه و حياط دار بزرگ، بدجوري توي ذوق مي زد. نشانه هاي اين بي هزينه اي براي امنيت را اکنون مي توان در شهرهاي کوچک يا روستاها ديد. آنجا که همسايه ها و ا هالي محل آنقدر يکديگر را مي شناسند و به هم اعتماد دارند که حتي در منازلشان را هم نمي بندند. امنيت آنجا خلاصه مي شود به خود مردم و نگاه هايشان. وقتي غريبه اي وارد شود يا تحولي اتفاق بيفتد و چه تحولي بالاتر از تهاجم فرهنگي که اين روزها ماهواره پيشقراولش شده و ذهن هاي ساده و بي پيرايه را به زنگار شک و شبهه و رنگ و انگ آلوده کرده است.

امنيت، لازمه شهرنشيني
هرچند در وجود امنيت ترديدي نيست و هر نظام سياسي، اجتماعي و حکومتي از ديد باز تاريخ تاکنون امنيت را به شيوه هاي خاص خود از قلعه سازي و خندق کني گرفته تا برج و باروسازي تامين کرده، اما معنا و مفهوم امنيت و لوازم تامين آن در سال هاي اخير بشدت تغيير کرده است. هرچند تغيير اين مفهوم در غرب بسيار زودتر و گسترده تر ايجاد شده، اما نشانه هاي آن در ده سال اخير به ايران رسيده و در پنج سال اخير بشدت فراگير شده است. رشد زندگي شهرنشيني، جهان بيني و ايدئولوژي انسان ها و نگاهشان به زندگي و آدم هايشان را تغيير داده و به همان نسبت به لزوم امنيت افزوده است. تقسيم کار در زندگي شهرنشيني محدودشدن شديد روابط شخصي و جايگزيني آن با روابط کاري و مکانيکي شدن بيشتر امور انسان ها را از يکديگر دور و اين فاصله را بهانه و دستاويز شک و بي اعتمادي و غريبه بودن قرار داده است. از سوي ديگر بر هم خوردن موازنه درآمد و افزايش شکاف طبقاتي، افراد را بيشتر در موقعيت دوقطبي پولدار فقير قرار داده و از حجم قشر متوسط که در اين ميان بسان ميانجي يا محلل اجتماعي عمل مي کند، کاسته است. به تناسب کاسته شدن از اين حجم، ميزان جرايم براي يکباره پولدار شدن و احساس ظلم شدگي افزايش يافته و در نهايت اين چرخه که سوغات اقتصاد ماشيني و در ايران سوغات اقتصاد نفتي است ماجراي «قيمت امنيت» را رقم زده است.

قيمت امنيت
قيمت امنيت شايد اصطلاح تازه به گوش خورده اي براي اکثر ما باشد، اما حقيقت اين است که سال هاست آن را در زندگي عادي مان به کار مي بريم. به عبارت بهتر شايد بي آن که بخواهيم هزينه هاي امنيت در سبد هزينه هاي زندگي مان وارد شده و گاه واجب تر از نان شب شده است، هرچند جزو اقشار آسيب پذير باشيم. نگاهي گذرا به اطرافمان اين موضوع را ثابت مي کند. دزدگير ماشين، نخستين چيزي است که براي آن هزينه کرده ايم. چقدر از ماشين دارها، خودروي بي دزد گير سوار مي شوند؟ آيا غير اين است که بلافاصله پس از خريد خودرو سراغ نصب دزدگير آن مي رويم؟ البته بماند که با پيشرفته شدن سارقان و فناوري هاي آنان(!) از بيشتر دزدگيرهاي امروزي چيزي جز صداکردن وقت و بي وقت و گاه مزاحمت شبانه براي همسايه ها باقي نمانده است. بار ديگر به اطرافتان نگاه کنيد. شمار قفل ها و حفاظ هاي اطرافتان چقدر افزايش يافته است؟ چقدر شکل قفل ها و فناوري آن تغيير کرده است؟ به خاطر داريد که چند وقت است سروکارتان به کليدساز نيفتاده؟ چون کليدهايي را مي خريد که کپي کردن آن غيرممکن است. همچنين قفل هايي داريد که تعمير آن ممکن نيست، چون پوسته روي آن و فناوري به کار رفته در آن طوري است که کليد سازان عادي نمي توانند از عهده آن بربيايند. افزايش حفاظ های روی دیوار معروف به حفاظ شاخ گوزنی و   درب های آکاردئونی، قفل هاي کارتي، دوربين هاي مداربسته، آيفون هاي تصويري و… همه و همه نشان از آن دارد که قيمت امنيت بدجور جاي خودش را در زندگي عادي و روزمره همه افراد باز کرده است، اما باز هم قيمت امنيت براي از ما بهتران چيز ديگري است.

از درهاي ضدسرقت تا سيستم هاي حفاظتي اختصاصي
در سه سال اخير و با افزايش عدم توازن در توزيع درآمد نفت و بروز بيشتر ظواهر زندگي مرفهين يا بسيار مرفهين، تجهيزات امنيتي شخصي براي منازل بيشتر از شکل ابتدايي خود خارج و شکل جديد و البته پرهزينه اي را به خود گرفت. اگر در گذشته آيفون تصويري در اندکي از منازل پيدا مي شد، دوربين مداربسته مختص بانک ها و طلافروشي ها آن هم طلافروشي هاي بسيار متمول بود، اکنون مرفهين از اين تجهيزات عبور کرده اند. به طوري که اکنون پاي درهاي ضدسرقت و سيستم هاي حفاظتي اختصاصي چه به صورت الکترونيکي و چه به صورت انساني به ميان آمده است. اکنون کمتر منزلي در مناطق مرفه نشين تهران و کلانشهرها ساخته مي شود که در ورودي و درهاي واحدهاي آپارتماني آن، از نوع ضدسرقت، چندلايه، ضدآتش سوزي و ضد ده ها چيز ديگر نباشد. درهايي که تهيه يک عدد از آن تا چهار ميليون تومان هزينه روي دست سازنده ساختمان مي گذارد. همچنين در بسياري از اين درها قفل و کليد به شيوه قديمي به فراموشي سپرده شده است، زيرا يا در فاقد کليد است و به صورت الکترونيکي و با استفاده از کنترل مخصوص باز مي شود يا کليد جاي خود را به کارت داده است. دوربين هاي مداربسته هم امروز براي خود دنيايي دارد و فناوري اين دوربين ها تا حدي متنوع شده و افزايش يافته است که دوربين با لنز محدود به زوايايي محدود به دوربين با لنز 180 درجه که قادر است همه زواياي محيط را بررسي کند، تبديل شده است. همچنين دوربين ها قابليت اتصال به اينترنت را يافته اند و شخص مي تواند از اين طريق آخرين وضعيت منزل يا محل کار خود را مشاهده کند. در همين حال تامين امنيت منزل به روش هاي انساني نيز کشيده شده است که نمونه بارز آن را مي توان در استخدام نگهبان محله يا محل کار يا استخدام باديگارد و اسکورت و… سراغ گرفت. برخلاف گذشته، اکنون شرکت هاي ارائه کننده خدمات امنيتي بسرعت رشد کرده و جاي خود را در آگهي هاي روزنامه ها يافته اند. اين شرکت ها که مجوز فعاليت خود را از موسسه اي به نام «انتظام» وابسته به نيروي انتظامي دريافت کرده اند، قادر به ارائه اکثر خدمات حفاظتي خصوصي هستند. اما اين خدمات نيز به دو دسته عمومي و منحصر به فرد تقسيم مي شود؛ خدمات تقريبا عمومي شده اين موسسات همان نگهبانان محله يا منزل زن يا مرد است که حداقل در هر ماه دو ميليون تومان روي دست تقاضا کننده خرج مي گذارد. و خدمات منحصر به فرد آنان نيز شامل پيشنهاد باديگارد، اسکورت و مراقبت است. هرچند براساس قانون و تصريح نيروي انتظامي استخدام باديگارد و کارآگاه خصوصي ممنوع است، اما برخي شرکت هاي خدمات امنيتي به بهانه اسکورت يا مراقبت، عملاباديگارد را براي درخواست کنندگان استخدام و با دادن آموزش هاي لازم و تجهيزات مربوط، اين خواسته منحصر به فرد را نيز محقق مي کنند. اين در حالي است که نيروي انتظامي اسکورت شخص يا اموال گرانبها (هنگام جابه جايي) را مجاز دانسته و تعرفه اختصاصي نيز براي آن تعيين کرده است. به عنوان مثال اگر کسي بخواهد مجموعه اي از جواهرات يا تابلوهاي گرانقيمت و منحصر به فرد را از نقطه اي به نقطه ديگر ببرد، مي تواند، با پرداخت يک ميليون تومان به ازاي هر نفر محافظ، امنيت جابه جايي خود را تامين کند. اين افراد به بي سيم و تجهيزات دفاع شخصي مانند اسپري فلفل، باتوم و دستبند مجهز هستند. اما اگر مورد جابه جايي نياز به اسکورت بالاتري داشته باشد، در مواقع خاص افرادي که به سلاح گرم و داراي مجوز هستند نيز در اختيار قرار مي گيرند که البته قيمت آنها دو برابر قيمت افراد داراي سلاح سرد است… .

اين چنين است که…
اينچنين است که کسب و کار امنيت خصوصي با قبول و پذيرش آن به عنوان يک شغل ضروري و مورد نياز، امروز جاي خود را در بازار کشور باز کرده است و ورود اين شرکت ها به عرصه و خدمات گوناگوني که ارائه مي کنند، هزينه و قيمت امنيت را بيش از پيش در سبد هزينه خانوارهاي ايراني جا مي اندازد.

نويسنده: سيدعلي دوستي موسوي